To love, دسته‌بندی نشده

لیزی ماندلر: طلا مایع – مجموعه جدید جواهرات

لیزی ماندلر: طلا مایع - مجموعه جدید جواهرات

لیزی ماندلر، طراح جوان و بااستعداد جواهرات، که کار خود را از سن 16 سالگی آغاز کرده است، مجموعه جدیدی به نام «طلا مایع» معرفی کرده و سال گذشته اولین فروشگاه خود را در لس آنجلس افتتاح نمود. او به شدت مشغول و فعال است! لیزی جواهرات دست‌ساز و جذابی خلق می‌کند که همواره به سلیقه خود وفادار مانده است. از زمانی که من برند «ساخته شده از جواهرات» را راه‌اندازی کردم، هیچ مجموعه یا قطعه‌ای نبوده که خودم از آن خوشم نیامده باشد. ممکن است با حلقه‌های خاص «Knife Edge» او نیز آشنا باشید.

همان‌طور که از نام مجموعه جدید «طلا مایع» پیداست، این قطعات دارای طراحی‌های بزرگ‌تر (با مقدار زیادی طلا) و نرم‌تر هستند و به فرم‌های مجسمه‌ای‌تری شکل گرفته‌اند. لیزی در حال کاوش در نحوه ایجاد اشکال و فرم‌های جدید از سیلوئت‌های لبه‌تیغی است. با تحریف خطوط تمیز، او نقاط جالب جدیدی ایجاد کرده و سطوح طلا را گسترش می‌دهد و این‌گونه نحوه دیدن شکل‌ها را تغییر می‌دهد. این مجموعه نشان می‌دهد که چگونه الماس‌ها در امتداد این خطوط جدید رقصیده و چین و چروک‌ها سنگ‌های مرکزی را در بر می‌گیرند و نسخه‌ای احساسی‌تر و مجسمه‌ای‌تر از طراحی‌های کلاسیک لیزی را ارائه می‌دهد.

**سوال و جواب با لیزی ماندلر:**

*شما می‌توانید سفر خود به صنعت جواهرسازی را توصیف کنید؟*
من اولین بار در سن 12 سالگی به طراحی جواهرات علاقه‌مند شدم. من دیرتر از دوستانم گوش‌هایم را سوراخ کردم و بسیار هیجان‌زده بودم که جفت گوشواره‌های مناسبی برای فارغ‌التحصیلی از دبیرستان پیدا کنم. بعد از چند ماه جستجو و عدم موفقیت، مادرم مرا به یک فروشگاه مروارید محلی برد که می‌توانستیم جواهرات خود را طراحی و بسازیم. من آن جفت گوشواره را ساختم و به سرعت شروع به ساخت و فروش جواهرات مرواریدی کردم. در سن 16 سالگی، اولین کلاس حکاکی موم را گذراندم و تقریباً همان‌جا تصمیم گرفتم که به طراحی جواهرات ادامه دهم. 6 سال بعد به عنوان جواهرساز حرفه‌ای آموزش دیدم و پس از فارغ‌التحصیلی از USC برند خود را راه‌اندازی کردم.

*چه چیزی شما را به طراحی جواهرات ترغیب کرد؟*
در خانواده ما یک گردنبند میراثی وجود داشت که گردنبند الماس «Elsa Peretti diamonds by the yard» نامیده می‌شود و پدرم آن را برای مادرم خریداری کرده بود. مادرم آن را به خواهرم در روز تولد 13 سالگی‌اش هدیه داد و پدرم برای او یک گردنبند جدید خرید. من به شدت منتظر نوبت خود برای دریافت آن گردنبند بودم و وقتی 13 ساله شدم، خواهرم آن را به من داد. مادرم گردنبند خود را به خواهرم داد و پدرم نیز یک گردنبند جدید برای مادرم خرید. من آن گردنبند را با افتخار بسیار می‌پوشیدم؛ این گردنبند نه‌تنها نشان‌دهنده بزرگ شدن من بود، بلکه یک آیین مخفی در خانواده‌ام بود، مانند کلیدی به باشگاه زنان بالغ ماندلر- دست‌کم این‌گونه احساس می‌کردم. این گردنبند به من آموخت که جواهرات می‌توانند همزمان هم بی‌زمان و هم مرتبط با زمان باشند و حافظ خاطرات گرانبهای ما باشند و به نمادهای منحصر به فرد و شخصی که بر تن می‌کنیم تبدیل شوند. من به شدت به قدرت جواهرات برای نگه‌داری از این معانی عمیق علاقه‌مند شدم و با از دست دادن ناگهانی مادرم در سن 16 سالگی، جواهرات به زبانی برای من تبدیل شدند که به کمک آن پردازش و سوگواری کنم و با مادرم ارتباط برقرار کنم. به سرعت عاشق این هنر شدم و در 17 سالگی به پدرم گفتم که «آنچه را که می‌خواهم برای باقی عمرم انجام دهم، پیدا کرده‌ام»- ترکیبی از عشق عمیق به این صنعت و مقداری سرسختی نوجوانی من را به جایی که امروز هستم رسانده است!

*چگونه در زمینه‌ای که همیشه در حال تحول است، خلاق و نوآور باقی می‌مانید؟*
من سعی می‌کنم به طور مداوم خلاقیتم را تغذیه کنم- به ویژه در زمینه‌های غیرجواهرسازی. فکر می‌کنم وقتی که علاقه و خروجی خلاقانه‌تان همچنین به منبع درآمدتان تبدیل می‌شود، می‌تواند باعث شود که بخشی از خلاقیتتان را در فشار برای کسب درآمد یا همگام شدن با دیگران در صنعت یا حتی مدیریت یک کسب‌وکار تمام‌وقت از دست بدهید. من سعی می‌کنم در زمینه‌هایی که بی‌فشار هستند، به خلق آثار بپردازم. من دوست دارم طراحی اندام انجام دهم یا سفالگری کنم- یا به کاوش در زمینه‌های جدید بپردازم و معمولاً هیچ‌گاه کارهایی که در این زمان خلق می‌کنم را به کسی نشان نمی‌دهم، این کاملاً خصوصی و بدون فشار است و صرفاً برای تمرین بیان است. این به هنرمند درون من تغذیه می‌دهد که گاهی تحت فشار و محدودیت‌های جنبه تجاری قرار می‌گیرد.

*چگونه سبک خاص خود را پیدا کردید و چه چیزی کار شما را تعریف می‌کند؟*
از آنجایی که من از سنین پایین شروع به طراحی کردم، سبک من به طور قابل توجهی تکامل یافته و با من در طول 19 سال گذشته بزرگ شده است. این یک تکامل ارگانیک بوده که مرا به جایی که امروز هستیم رسانده، اما چند چیز همواره ثابت مانده‌اند. من همواره تحت تأثیر خاطرات، به ویژه یادآوری‌های مربوط به جواهرات مادرم و مادربزرگم بوده‌ام که معمولاً از عکس‌های قدیمی مادرم در دهه 20 زندگی‌اش می‌آید. بسیاری از قطعات اولیه من از بازتفسیر آنچه فکر می‌کنم آن جواهرات به نظر می‌رسیدند، سرچشمه می‌گیرد (متأسفانه، بیشتر جواهرات او در یک سرقت از خانه در دهه 80 دزدیده شد، بنابراین همیشه باید آنها را در تخیل خود تفسیر می‌کردم). دومین عامل، سیلوئت لبه‌تیغی است که مادرم یک حلقه عروسی لبه‌تیغی داشت و باند لبه‌تیغی که من در موم حکاکی کردم، دومین قطعه جواهر بود. از آن حلقه لبه‌تیغی اولیه، سیلوئت لبه‌تیغی تقریباً در 90 درصد از قطعاتی که می‌سازم، حضور دارد، معمولاً در جزئیات کوچکی مانند شکل پروانه‌های من. استفاده از الهام از خاطرات و نوستالژی و ادامه ادغام سیلوئت لبه‌تیغی خاص خودم، به من اجازه می‌دهد که مجموعه را گسترش دهم و کپسول‌هایی خلق کنم که به طرز عجیبی با کارهای قبلی متفاوت هستند، در حالی که همیشه آشنا و منسجم باقی می‌مانند.

*آیا می‌توانید نکاتی درباره جنبه‌های تجاری طراحی جواهرات به ما بگویید؟*
فکر می‌کنم مردم (از جمله خودم) به طور کامل چالش‌های بخش تجاری یک شرکت جواهرات خوب را دست کم می‌گیرند و اینکه چقدر از زمان خود را صرف هنر در مقابل جنبه تجاری آن خواهید کرد. این یک مدل کسب‌وکار بسیار چالش‌برانگیز از نظر جریان نقدی است، به ویژه با افزایش قیمت طلا، و نیاز دارد که به عنوان یک مالک کسب‌وکار، کلاه‌های زیادی بر سرتان بگذارید. 13 سال پس از آغاز کارم، حالا احساس می‌کنم که

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *